آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
16
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
فريبندهء « گوته » « 1 » و « ويكتور هوگو » يا « تامس مور » « 2 » مجسم كند يأس او زيادتر مىشود . تا طهران فقط دو منزل ديگر باقى داشتيم كه جلودار يا كاروانسالار ما به اين فكر بكر افتاد كه حركت روزانهء ما را به حركت شبانه تبديل كند ، ولى اين تدبير هم معايبى داشت زيرا هواى خنك شب خواب ميآورد و حركت ملايم چارپايان هم به اين امر كمك ميكرد و بطوريكه هر دقيقه احتمال داشت انسان روى سنگهاى تيز و ناهموار جاده بسر در افتد . فقط از دو راه ممكن بود از سقوط خود جلوگيرى كرد : يا اينكه آدم محكم بمركب خود بچسبد يا اينكه مثل لنگه بار او را محكم ببندند يكنفر شرقى كه با اين گونه شكنجهها خوگرفته است بدون توجه به نوع زين يا مركب كه ممكن است اسب يا شتر يا خر يا قاطر باشد براحتى ميتواند چرت بزند و من بارها از مشاهدهء اين همسفرهاى لاغر و شل كه با قباى آويزان در حالى كه پايشان به زمين ميكشيد سر خود را به گردن اين حيوانات بردبار تكيه داده بودند ، تفريح ميكردم . اين وضع ناراحت بهيچوجه مانع از آن نيست كه يكنفر ايرانى خالص با آسايش هرچه تمامتر خواب قبل از ظهر خود را كرده و بدين ترتيب چندين منزل را بدون توجه طى نمايد . متأسفانه درين موقع احتياج كه مادر اختراعات است هنوز مرا باندازهء كافى مجرب نكرده بود و در حين آنكه غالب همسفرها با كمال راحتى راه ميپيمودند من از بيخوابى مشغول تماشاى ستاره هاى « كاروانكش » و « پروين » « 3 » بودم و با بىصبرى كامل در كمين آن نقطهء آسمان بودم كه بايستى سهيل و ستارهء صبح از آن بيرون بيايد . در واقع طلوع فجر هميشه نزديكى منزل و پايان موقتى شكنجه را بما نويد ميداد . پس ، از اينكه من در روز 13 ژويه 1862 ( محرم 1279 ) در نزديكى پايتخت ايران در يك وضع عجيبى
--> ( 1 ) - Goethe ( 2 ) - Thomas Moore ( 3 ) - نام اين ستارگان در متن به الفاظ فارسى آمده .